+ - x
 » از همین شاعر
1 بیا از من بگیر آن دیر ساله
2 فقیرم ساز و سامانم نگاهی است
3 دو صد دانا درین محفل سخن گفت
4 بچشم من جهان جز رهگذر نیست
5 ندانی تا نباشی محرم مرد
6 دجود است اینکه بینی یا نمود است
7 قماش و نقره و لعل و گهر چیست؟
8 دل دریا سکون بیگانه از تست
9 چو دیدم جوهر آینهٔ خویش
10 نگرید مرد از رنج و غم و درد

 » بیشتر بخوانید...
 فریاد زیر آب
 منم فتنه هزاران فتنه زادم
 نیم من
 ديدۀ من آشنای روی نيکويت نبود
 قبله امروز جز شهنشه نیست
 آخر ای دلبر تو ما را می نجویی اندکی
 گلوی قلمم
 آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی
 عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی
 صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بباد صبحدم شبنم بنالید
که دارم از تو امید نگاهی
دلم افسرده شد از صحبت گل
چنان بگذر که ریزم بر گیاهی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *