+ - x
 » از همین شاعر
1 قماش و نقره و لعل و گهر چیست؟
2 فرنگی را دلی زیر نگین نیست
3 چه حاجت طول دادن داستان را
4 جهان را محکمی از امهات است
5 نگه دارد برهمن کار خود را
6 نگرید مرد از رنج و غم و درد
7 کسی کو «لا اله» را در گره بست
8 دلی چون صحبت گل می پذیرد
9 زمانه کار او را میبرد پیش
10 یکی از حجرهٔ خلوت برونی

 » بیشتر بخوانید...
 عروس
 مرا گویی که رایی من چه دانم
 منگنه
 سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
 دیوانه می رقصد
 بیا مرا که غمت آب کرده یاری کن
 گشته ست طپان جانم ای جان و جهان برگو
 خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا
 سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
 امروز تو خوشتری و یا من

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

جوانمردی که دل با خویشتن بست
رود در بحر و دریا ایمن از شست
نگه را جلوه مستی ها حلال است
ولی باید نگه داری دل و دست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *