+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
2 با یاد چشمهای تو
3 من و دریچه ی من
4 دریا
5 انتظار
6 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
7 مادر
8 سفر بخير برو
9 خیال من یقین من
10 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم

 » بیشتر بخوانید...
 قلندر جره باز آسمانها
 گر گریزی به ملولی ز من سودایی
 مهتاب بارانک
 زیر پیراهنت جای من است
 وحشی روش از حيرت يکتايی خويشم
 بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان ها
 گر تیغ بارد در کوی آن ماه
 چها که بر سر این تکدرخت پیر گذشت
 خوش بود گر کاهلی یک سو نهی
 دلم من خانه ی یک قرن خون است

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۶

های دری،ا دریا!
سر به سنگ سر ساحل بشکن
آخر آبی
رۀ بیهوده مزن
های دریا، دریا!
دامن مادریت را چه فتاد
که ز آغوش تو آرام آرام
دخترانت همه آواره شدند
ماهیانت به سفر های جدایی رفتند
های دریا، دریا!
باز لب تشنه تر از دیروزی
باز هم در عطش تلخ مراد
می تپی، می شکنی، می سوزی
های دریا، دریا!
گفته بودم به هم آوازی تو
می توانم که به فردا برسم
گفته بودم که گل منزل را
راه دریا بروم تا برسم
های دریا، دریا!
دیدمت جورۀ دریای منی
شعر دلتنگی دنیای منی
وقتی از خویش برون می آیی
عین من، عین سر و پای منی
تا کجا رفتن و رفتن دریا؟
تا چه مقدار شکستن دریا؟
های دریا، دریا!


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

wais:

salam ba darya wa hosy sohab




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *