+ - x
 » از همین شاعر
1 بهشتی بهر پاکان حرم هست
2 جوانی خوش گلی رنگین کلاهی
3 بباد صبحدم شبنم بنالید
4 چو دیدم جوهر آینهٔ خویش
5 ز شام ما برون آور سحر را
6 قلندر جره باز آسمانها
7 کف خاکی که دارم از در اوست
8 فتادی از مقام کبریائی
9 بسوزد مومن از سوز و جودش
10 به پور خویش دین و دانشموز

 » بیشتر بخوانید...
 وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
 عمریست تا من در طلب هر روز گامی می زنم
 تا دل مسکین من در کار تست
 آخر مراعاتی بکن مر بی دلان را ساعتی
 فقط و فقط تو را
 اضطراب آیینه
 من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی
 عشق رفت
  نشود فاش کسی
 گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

پریشان هر دم ما از غمی چند
شریک هر غمی نامحرمی چند
ولیکن طرح فردائی توان ریخت
اگر دانی بهای این دمی چند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *