+ - x
 » از همین شاعر
1 گهی جویندهٔ حسن غریبی
2 بیا بر خویش پیچیدن بیاموز
3 ثباتش ده که میر شش جهات است
4 مشو نخچیر ابلیسان این عصر
5 در دل را بروی کس نبستم
6 ترا با خرقه و عمامه کاری
7 خنک آن ملتی کز وارداتش
8 دل بیگانه خو زین خاکدان نیست
9 ز علم چاره سازی بی گدازی
10 از آن غم ها دل ما دردمند است

 » بیشتر بخوانید...
 ناله ای در سکوت
 سیر نیم سیر نی از لب خندان تو
 آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک
 دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من
 روم به حجره خیاط عاشقان فردا
 از ما به ا بر و باد و بهاران سلام با د
 ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
 بنگر به جهان چه طرح بر بستم، هیچ
 بیا کامروز شه را ما شکاریم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نگرید مرد از رنج و غم و درد
ز دوران کم نشیند بر دلش گرد
قیاس او را مکن از گریه خویش
که هست از سوز و مستی گریهٔ مرد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *