+ - x
 » از همین شاعر
1 نه نیروی خودی را آزمودی
2 حرم جز قبله قلب و نظر نیست
3 بگو از من به پرویزان این عصر
4  ضرب تیشه بشکن بیستون را
5 به آن مؤمن خدا کاری ندارد
6 تو می دانی صواب و ناصوابم
7 به ساحل گفت موج بیقراری
8 نگاه تست شمشیر خدا داد
9 جهان دل ، جهان رنگ و بو نیست
10 چو بلبل نالهٔ زاری نداری

 » بیشتر بخوانید...
 افسوس که نامه جوانی طی شد
 کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را
 مررت بدر فی هواه بحار
 خداوندا زکات شهریاری
 شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی
 قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور
 وقت آمد توبه را شکستن
 دل آن بحر است کو ساحل نورزد
 ماه دیدم شد مرا سودای چرخ

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دل دریا سکون بیگانه از تست
به جیبش گوهر یکدانه از تست
تو ای موج اضطراب خود نگهدار
که دریا را متاع خانه از تست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *