+ - x
 » از همین شاعر
1 جوانی خوش گلی رنگین کلاهی
2 برهمن گفت برخیز از در غیر
3 چو بلبل نالهٔ زاری نداری
4 جهان را محکمی از امهات است
5 به افرنگی بتان خود را سپردی
6 بیا تا کار این امت بسازیم
7 اگر دانا دل و صافی ضمیر است
8 جدائی شوق را روشن بصر کرد
9 ندانم نکته های علم و فن را
10 محبت چیست تاثیر نگاهی است

 » بیشتر بخوانید...
 تو هر چند صدری شه مجلسی
 هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی
 قهرمانان
 طوبی لمن آواه سر فاده
 کوچه گرد
 چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشی
 کو بقاگر نفست گشت مکرر پیدا
 ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب
 تحفه ی عید
 مه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

منه از کف چراغ آرزو را
بدستور مقام های و هو را
مشو در چار سوی این جهان گم
بخود بازآ و بشکن چار سو را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *