+ - x
 » از همین شاعر
1 بیا تا کار این امت بسازیم
2 به ما ای لاله خود را وانمودی
3 چو می بینی که رهزن کاروان کشت
4 ندانی تا نباشی محرم مرد
5 من و تو کشت یزدان ، حاصل است این
6 کبوتر بچه خود را چه خوش گفت
7 مسلمانی که داند رمز دین را
8 جدائی شوق را روشن بصر کرد
9 برهمن را نگویم هیچ کاره
10 چو اشک اندر دل فطرت تپیدم

 » بیشتر بخوانید...
 سی و نهم
 خنب های لایزالی جوش باد
 بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد
 مستی و عاشقی و جوانی و جنس این
 بیست و هشتم
 هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
 تجدید سحرکاری ست در جلوه زار عنقا
 مات خود را صنما مات مکن
 سلام ای شهر من ای گریه زار گم شده در مه
 کور خواندی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ضرب تیشه بشکن بیستون را
که فرصت اندک و گردون دو رنگ است
حکیمان را درین اندیشه بگذار
شرر از تیشه خیزد یا ز سنگ است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *