+ - x
 » از همین شاعر
1 ناودانها
2 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
3 خداحافظ گل سوری
4 عشق چیست؟
5 آزادی
6 دو رباعی
7 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
8 درخت
9 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
10 در انتحار لحظه ها

 » بیشتر بخوانید...
 حیف نیست ؟
 خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم
 صبر مرا آینه بیماریست
 چند بوسه وظیفه تعیین کن
 عکس
 افتاده زندگی به کمین هلاک ما
 افتاده ایم مثل دو تا دست روی هم
 تزویر
 نقاب عارض گلجوش کرده ای ما را
 تنها

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۵

تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
كه همه آيت عشقی كه همه لطف و عطايی
مگر از قوم بهشتی، مگر از شهر حوايی
كه سراپای عزيزی كه مراد دل مايی
نه كه معبود زمينی، نه كه آرايشی عرشی
كه در الفاظ نگنجی، كه در انديشه نيايی
دو جهان رحمت عرشی، دو جهان بخت بلندی
دو جهان نور و نوازش، دو جهان شهد و شفايی
همه قدسيت كعبه، همه اعجاز و پيامی
تو مسيحی، تو كليمی، تو محمد، تو خدايی
به مثل خانه ای شعری به مثل تنگ شرابی
كه به جان و دل عاصی، نه بمانی نه برايی


تا کنون ۲ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمـــــــــد سمیـــــــر:

بسيار علٰي گفته




سمیع:

بسیار سروده زیبا ولی ندانستم که به وصف کی سروده شده؟




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *