+ - x
 » از همین شاعر
1 غم عشقت ز گنج رایگان به
2 گر زرین كلاهی عاقبت هیچ
3  کشم آهی که گردون پر شرر شی
4 خوشا آندل که از غم بهره ور بی
5 فلك نه همسری دارد نه هم كف
6 خدایا داد از این دل داد از این دل
7 ز دل نقش جمالت در نشی یار
8 سر سرگشته ام سامان نداره
9 به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
10 اگر یار مرا دیدی به خلوت

 » بیشتر بخوانید...
 بخش چهاردهم
 بخش دهم
 بسوزانیم سودا و جنون را
 چو بی گاه است و باران خانه خانه
 هر کی در ذوق عشق دنگ آمد
 چه باشد زندگانی را بهایی
 سرم خوش است و به بانگ بلند می گویم
 صدایی کز کمان آید نذیریست
 اعتماد
 از بهر خدا عشق دگر یار مدارید

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۳


اگر یار مرا دیدی به خلوت
بگو ای بی وفا ای بی مروت
گریبانم ز دستت چاك چاكو
نخواهم دوخت تا روز قیامت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *