+ - x
 » از همین شاعر
1  کشم آهی که گردون پر شرر شی
2 اگر یار مرا دیدی به خلوت
3 غم عشقت ز گنج رایگان به
4 یکی درد و یکی درمان پسندد
5 سر سرگشته ام سامان نداره
6 به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
7 ز دل نقش جمالت در نشی یار
8 فلك نه همسری دارد نه هم كف
9 خدایا داد از این دل داد از این دل
10 خوشا آندل که از غم بهره ور بی

 » بیشتر بخوانید...
 با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست
 گر بنخسبی شبی ای مه لقا
 صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
 زن زدن
 شب و روز از پی سودای گيسوی تو می آيد
 چو درد گیرد دندان تو عدو گردد
 ساقی به نور باده برافروز جام ما
 بخش هفتم
 وقتت خوش ای حبیبی، بشنو بحق یاری
 امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می رسد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱



یکی درد و یکی درمان پسندد
یک وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *