+ - x
 » از همین شاعر
1 گرد راه
2 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
3 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
4 عشق چیست؟
5 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
6 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
7 دو رباعی
8 آزادی
9 مادر
10 ناودانها

 » بیشتر بخوانید...
 چشمه ای خواهم که از وی جمله را افزایش است
 چه ظلمت است اینکه گشت غفلت به چشم یاران ز نور پیدا
 سبز و نغز و مغز
 مستم ز بهر سير و تماشای بوستان
 نذر کند یار که امشب تو را
 پریر آن چهرۀ یارم چه خوش بود
 صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد
 حرفی نگفته دارم از روز آشنایی
 وهم راحت صید الفت کرد مجنون مرا
 شبی رکاب زدم شادمان بر اسب خیال

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

سفر بخير برو
برو به خير برو
سپيده هاي بشارت رفيق راهت باد
و راهوار مراد
كمينه تراز دل من غلام فرمانت
چراغهاي بهشتي آرزوهايت
هميشه روشن و
گلخانه هاي رويايت
هميشه روشن و
هميشه بشگفته
برو ولي مبر از ياد چشمايی را
كه خسته خسته تو را
به چار چوب اميدي شكسته تر از پيش
قاب ميكردند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *