+ - x
 » از همین شاعر
1 پارسی
2 گرد راه
3 در انتحار لحظه ها
4 ملت من
5 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
6 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
7 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
8 با یاد چشمهای تو
9 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
10 ناودانها

 » بیشتر بخوانید...
 خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند
 به دل گفتم فراموشت کند، از یاد دل رفتم
 مهتاب مثل مردی، خوابید روی دریا
 دیدار واپسین
 به دعوت هم کسی را کس نمی گوید بیا اینجا
 اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا
 ز علم چاره سازی بی گدازی
 ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو
 خسته
 هر که را گشت سر از غایت برگردیدن

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

سفر بخير برو
برو به خير برو
سپيده هاي بشارت رفيق راهت باد
و راهوار مراد
كمينه تراز دل من غلام فرمانت
چراغهاي بهشتي آرزوهايت
هميشه روشن و
گلخانه هاي رويايت
هميشه روشن و
هميشه بشگفته
برو ولي مبر از ياد چشمايی را
كه خسته خسته تو را
به چار چوب اميدي شكسته تر از پيش
قاب ميكردند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *