+ - x
 » از همین شاعر
1 دو رباعی
2 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
3 آزادی
4 خداحافظ گل سوری
5 انتظار
6 با یاد چشمهای تو
7 مادر
8 دریا
9 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
10 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی

 » بیشتر بخوانید...
 ز خاک من اگر گندم برآید
 دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
 الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
 ای که مستک شدی و می گویی
 در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید
 نیشکر باید که بندد پیش آن لب ها کمر
 یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و ترش
 بس که دارد ناتوانی نبض احوال مرا
 تو از خواری همی نالی نمی بینی عنایت ها
 این كوه هم صدای مرا بی طنین گذاشت

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۳

سفر بخير برو
برو به خير برو
سپيده هاي بشارت رفيق راهت باد
و راهوار مراد
كمينه تراز دل من غلام فرمانت
چراغهاي بهشتي آرزوهايت
هميشه روشن و
گلخانه هاي رويايت
هميشه روشن و
هميشه بشگفته
برو ولي مبر از ياد چشمايی را
كه خسته خسته تو را
به چار چوب اميدي شكسته تر از پيش
قاب ميكردند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *