+ - x
 » از همین شاعر
1 درخت تو گر بار دانش بگیرد
2 ارکان گهرست و ما نگاریم هم
3 آزرده کرد کژدم غربت جگر مرا
4 کیوان چو قران به برج خاکی افگند
5 آن چیست یکی دختر دوشیزه ی زیبا
6  تا ذات نهاده در صفائیم همه

 » بیشتر بخوانید...
 دوران انتقالی
 چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
 ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن
 سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
 دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
 در خيال طره اش چون مار پيچانم بخواب
 وصال ما وصال اندر فراق است
 يار افگند برخ گرچه نقاب من و تو
 چه زهرآبی که در پیمانه اوست
 امتداد شکیبایی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱



کیوان چو قران به برج خاکی افگند
زاحداث زمانه را به پاکی افگند
اجلال تو را ض سماکی افگند
اعدای تو را سوی مغاکی افگند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *