+ - x
 » از همین شاعر
1 الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
2 ای شاخ گل
3 این همه جلوه و در پرده نهانی گل من
4 خوشست پیری اگر مانده بود جان جوانی
5 نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی
6 ای آفتاب هاله ای از روی ماه تو
7 ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی
8 از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
9 فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری
10 کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی

 » بیشتر بخوانید...
 باژگونی
 ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی
 من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون
 ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا؟ چرا؟
 هرچند که در هستی خود خاک ندارم
 هم دانه امید به خرمن ماند
 در عشق آتشینش آتش نخورده آتش
 هرگز دل من ز علم محروم نشد
 بیمار
 دو چشم آهوانش شیرگیرست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی
من بدو میرسم اما تو که دیدن نتوانی
من سراپا همه شرمم تو سراپا همه عفت
عاشق پا به فرارم تو که این درد ندانی
چشم خود در شکن خط بنهفتم که بدزدی
یک نظر در تو ببینم چو تو این نامه بخوانی
به غزل چشم تو سرگرم بدارم من و زیباست
که غزالی به نوای نی محزون بچرانی
از سرهر مژه ام خون دل آویخته چون لعل
خواهم ای باد خدا را که به گوشش برسانی
گر چه جز زهر من از جام محبت نچشیدم
ای فلک زهر عقوبت به حبیبم نچشانی
از من آن روز که خاکی به کف باد بهار است
چشم دارم که دگر دامن نفرت نفشانی
اشکت آهسته به پیراهن نرگس بنشیند
ترسم این آتش سوز از سخن من بنشانی
تشنه دیدی به سرش کوزه تهمت بشکانند
شهریارا تو بدان تشنه جان سوخته مانی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *