+ - x
 » از همین شاعر
1 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
2 پارسی
3 دو رباعی
4 من و دریچه ی من
5 خداحافظ گل سوری
6 با یاد چشمهای تو
7 ناودانها
8 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
9 خیال من یقین من
10 گرد راه

 » بیشتر بخوانید...
 جنوب طوفان است
 ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
 یارب سوزی که جسم و جان را سوزم
 هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست
 مادر
 شوق بی نیاز
 آتشی از تو در دهان دارم
 طرفه گرمابه بانی کو ز خلوت برآید
 دمی به وادی غيرت ز خود رميده غزالم
 شعر بلند اندام تو

۴.۶
امتیاز: ۴.۶ | مجموع آراء: ۹

کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
که گويي عاشقی از عشقهايش باز مى خواند
چه افتادست ياران خلوت گلخانه پرپر شد
مگر بشکسته بالى از پر و پرواز مى خواند
غزل گل کرده از اندام خار و خس بيابان را
کسی از جلوه می گويد کسی از ناز مى خواند
به آهنگی که در خون مى نشاند خاطر عاصی
محبت پيشه يي از آيه هاى راز می خواند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

الهام:

واقعا که این شعر زیباست. با صدای زیبای فیاض حمید، زیباتر هم به نظر می رسد.




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *