+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
2 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
3 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
4 پارسی
5 در انتحار لحظه ها
6 خداحافظ گل سوری
7 انتظار
8 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
9 گرد راه
10 با یاد چشمهای تو

 » بیشتر بخوانید...
 جز جانب دل به دل نیاییم
 قلمم زاده نیزار غم است
 ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین
 ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
 در چشمانت
 صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کن
 فش فش دیگ بخار
 برای شما که عشق تان زندگیست
 هست امروز آنچ می باید بلی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برو به باد بگو
که گرد راه سواران کاروان مرا
به دیده بنشاند
به گرد گرد سر کاروان
بگرداند
به یال اسپ زمانش
گره ببندد و بعد
به آسمان ببرد
جزء آفتاب کند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مرضیه:

عاصی شاعر فراتر از زمانه ها، شاعر امید ها و یأس ها شاعری که دل مشتاق و آرزومندش نامردانه بخون نشست و چه داغی بر دلهای تشنهء شعرش نشاند که تا زنده است عطشش فرو نخواهد نشست. من می بالم به عاصی و شعرش و تشکر از انتخاب مقبول تان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *