+ - x
 » از همین شاعر
1 خیال من یقین من
2 آزادی
3 پارسی
4 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
5 من و دریچه ی من
6 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
7 ملت من
8 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
9 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
10 درخت

 » بیشتر بخوانید...
 چند نهان داری آن خنده را
 گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری
 کوهی برای تو خس وخاشاک می شود
 نبود سواد بلکه بياض اين کتاب چيست
 ناله ای در سکوت
 یک دامن بهار
 امروز سرکشان را عشقت جلوه کردن
 سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
 کاکلت را شانه کردی عالمی ديوانه شد
 ای عاشقان ای عاشقان دیوانه ام کو سلسله

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

برو به باد بگو
که گرد راه سواران کاروان مرا
به دیده بنشاند
به گرد گرد سر کاروان
بگرداند
به یال اسپ زمانش
گره ببندد و بعد
به آسمان ببرد
جزء آفتاب کند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مرضیه:

عاصی شاعر فراتر از زمانه ها، شاعر امید ها و یأس ها شاعری که دل مشتاق و آرزومندش نامردانه بخون نشست و چه داغی بر دلهای تشنهء شعرش نشاند که تا زنده است عطشش فرو نخواهد نشست. من می بالم به عاصی و شعرش و تشکر از انتخاب مقبول تان




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *