+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر بلاکش بیداد را به داد رسی
2 کس نیست در این گوشه فراموشتر از من
3 باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
4 از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
5 امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
6 شکفته ام به تماشای چشم شهلائی
7 نه عقلی و نه ادراکی و من خود خاک و خاشاکی
8 باز شد روزنی از گلشن شیراز به من
9 زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری
10 در بهاران سری از خاک برون آوردن

 » بیشتر بخوانید...
 به ما ای لاله خود را وانمودی
 دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمن
 ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
 مادر عشق طفل عاشق را
 معراج اوج رفعت ايوان صبحگاه
 تبار وسوسه ها
 غزل شکست ،زگلخانه ی ترانه ی من
 نه محتسب نه ملا بر خری سوارم کرد
 ای دوست خدا حافظ
 به تو بگویم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
نگارین نخل موزونی همایون سرو آزادی
به صید خاطرم هر لحظه صیادی کمین گیرد
کمان ابرو ترا صیدم که در صیادی استادی
چه شورانگیز پیکرها نگارد کلک مشکینت
الا ای خسرو شیرین که خود بی تیشه فرهادی
قلم شیرین و خط شیرین سخن شیرین و لب شیرین
خدا را ای شکر پاره مگر طوطی قنادی
من از شیرینی شور و نوا بیداد خواهم کرد
چنان کز شیوه شوخی و شیدایی تو بیدادی
تو خود شعری و چون سحر و پری افسانه را مانی
به افسون کدامین شعر در دام من افتادی
گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت
به شرط آن که گه گاهی تو هم از من کنی یادی
خوشا غلطیدن و چون اشک در پای تو افتادن
اگر روزی به رحمت بر سر خاک من استادی
جوانی ای بهار عمر ای رویای سحرآمیز
تو هم هر دولتی بودی چو گل بازیچه بادی
به پای چشمه طبع لطیفی شهریار آخر
نگارین سایه ای هم دیدی و داد سخن دادی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *