+ - x
 » از همین شاعر
1 در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
2 ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری
3 آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری
4 شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحرکردی
5 بزن که سوز دل من به ساز میگوئی
6 کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی
7 یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او
8 چند بارد غم دنیا به تن تنهایی
9 کس نیست در این گوشه فراموشتر از من
10 آسمان گو ندهد کام چه خواهد بودن

 » بیشتر بخوانید...
 نی سیم و نه زر نه مال خواهیم
 آشتی
 شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما
 علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود
 موج زن هر طرف دريای حسن يار ماست
 مگریز ز آتش که چنین خام بمانی
 دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی
 چون نمایی آن رخ گلرنگ را
 دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
 بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

ای ماه شب دریا ای چشمه زیبائی
یک چشمه و صد دریا فری و فریبائی
من زشتم و زندانی اما مه رخشنده
در پرده نه زیبنده است با آنهمه زیبائی
افلاک چراغان کن کآفاق همه چشمند
غوغای شبابست و آشوب تماشائی
سیمای تو روحانی در آینه دریاست
ارزانی دریا باد این آینه سیمائی
زرکوب کواکب راخال رخ دریا کن
بنگار چو میناگر این صفحه مینائی
با چنگ خدایان خیز آشفته و شورانگیز
ای زهره شهر آشوب ای شهره به شیدائی
چنگ ابدیت را بر ساز مسیحا زن
گو در نوسان آید ناقوس کلیسائی
چون خواجه تن تنها با سوز تو دمسازم
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *