+ - x
 » از همین شاعر
1 ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی
2 خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن
3 یادم نکرد و شاد حریفی که یاد از او
4 هر دم چو توپ می زندم پشت پای وای
5 ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری
6 ریختم با نوجوانی باز طرح زندگانی
7 نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم
8 تیره گون شد کوکب بخت همایون فال من
9 شکفته ام به تماشای چشم شهلائی
10 فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری

 » بیشتر بخوانید...
 ای جان و قوام جمله جان ها
 ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب
 اینک آن مرغان که ایشان بیضه ها زرین کنند
 خار غفلت می نشانی در ریاض دل چرا
 چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
 امروز تو خوشتری و یا من
 لحظه یی که زندگی در فکر نان آلوده شد
 هم دانه امید به خرمن ماند
 سرگذشت گل غم
 تا عشق تو سوخت همچو عودم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به اختیار گرو برد چشم یار از من
که دور از او ببرد گریه اختیار از من
به روز حشر اگر اختیار با ما بود
بهشت و هر چه در او از شما و یار از من
سیه تر از سر زلف تو روزگار من است
دگر چه خواهد از این بیش روزگار از من
به تلخکامی از آن دلخوشم که می ماند
بسی فسانه شیرین به یادگار از من
در انتظار تو بنشستم و سرآمد عمر
دگر چه داری از این بیش انتظار از من
به اختیار نمی باختم به خالش دل
که برده بود حریف اول اختیار از من
گذشت کار من و یار شهریارا لیک
در این میان غزلی ماند شاهکار از من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *