+ - x
 » از همین شاعر
1 چند بارد غم دنیا به تن تنهایی
2 زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری
3 تیره گون شد کوکب بخت همایون فال من
4 تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی
5 آن کبوتر ز لب بام وفا شد سفری
6 به اختیار گرو برد چشم یار از من
7 چو ابرویت نچمیدی به کام گوشه نشینی
8 نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی
9 ای کعبه دری باز به روی دل ما کن
10 ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی

 » بیشتر بخوانید...
 ای بداده دیده های خلق را حیرانیی
 خلعت ناز تجرد خانه زادان عدم را
 قامت من اندکی خم گشته است
 ای جگرها داغدا ر شوق پیکان شما
 فساد عصر حاضر آشکار است
 صبح است و صبوح است بر این بام برآییم
 صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهد
 شکفته ام به تماشای چشم شهلائی
 علت مرگ و زندگی
 غريبم من سر و سامانه ام نيست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به اختیار گرو برد چشم یار از من
که دور از او ببرد گریه اختیار از من
به روز حشر اگر اختیار با ما بود
بهشت و هر چه در او از شما و یار از من
سیه تر از سر زلف تو روزگار من است
دگر چه خواهد از این بیش روزگار از من
به تلخکامی از آن دلخوشم که می ماند
بسی فسانه شیرین به یادگار از من
در انتظار تو بنشستم و سرآمد عمر
دگر چه داری از این بیش انتظار از من
به اختیار نمی باختم به خالش دل
که برده بود حریف اول اختیار از من
گذشت کار من و یار شهریارا لیک
در این میان غزلی ماند شاهکار از من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *