+ - x
 » از همین شاعر
1 ای کعبه دری باز به روی دل ما کن
2 این همه جلوه و در پرده نهانی گل من
3 نوشتم این غزل نغز با سواد دو دیده
4 بزن که سوز دل من به ساز میگوئی
5 چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی
6 زلف او برده قرار خاطر از من یادگاری
7 اگر بلاکش بیداد را به داد رسی
8 خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانی
9 ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی
10 سپاه صبح زد از ماه خیمه تا ماهی

 » بیشتر بخوانید...
 شنودم من که چاکر را ستودی
 زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی
 آن یوسف خوش عذار آمد
 تو چه دانی که ما چه مرغانیم
 ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
 ماه امشب كاملن بر چهره ات تابیده بود
 چه دلشادم به دلدار خدایی
 انتخاب من ز حسن يار سيب غبغب است
 از ابر سیاه لعل و گهر می ریزد
 به گوش من برسانید هجر تلخ پیام

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

به اختیار گرو برد چشم یار از من
که دور از او ببرد گریه اختیار از من
به روز حشر اگر اختیار با ما بود
بهشت و هر چه در او از شما و یار از من
سیه تر از سر زلف تو روزگار من است
دگر چه خواهد از این بیش روزگار از من
به تلخکامی از آن دلخوشم که می ماند
بسی فسانه شیرین به یادگار از من
در انتظار تو بنشستم و سرآمد عمر
دگر چه داری از این بیش انتظار از من
به اختیار نمی باختم به خالش دل
که برده بود حریف اول اختیار از من
گذشت کار من و یار شهریارا لیک
در این میان غزلی ماند شاهکار از من


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *