+ - x
 » از همین شاعر
1 آسمان گو ندهد کام چه خواهد بودن
2 ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی
3 چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی
4 ای کعبه دری باز به روی دل ما کن
5 امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
6 نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی
7 نالد به حال زار من امشب سه تار من
8 چو ابرویت نچمیدی به کام گوشه نشینی
9 باز امشب ای ستاره تابان نیامدی
10 به اختیار گرو برد چشم یار از من

 » بیشتر بخوانید...
 جهان را محکمی از امهات است
 از چه آهوان تست نشهٔ رميدنها
 خاطره باغ
 ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده
 دل دل دل تو دل مرا مرنجان
 شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین
 ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را
 سه کنجی اتاق
 هرچند که در هستی خود خاک ندارم
 بی مهر رخت روز مرا نور نماندست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

ای کعبه دری باز به روی دل ما کن
وی قبله دل و دیده ما قبله نما کن
از سینه ما سوختگان آینه ای ساز
وانگاه یکی جلوه در آئینه ما کن
با زیبق این اشک و به خاکستر این غم
این شیشه دل آینه غیب نما کن
آنجاکه به عشاق دهی درد محبت
دردی هم از این عاشق دلخسته دوا کن
لنگان به قفای جرس افتاده عشقیم
ای قافله سالار نگاهی به قفاکن
چون زخمه به ساز دل این پیر خمیده
چنگی زن و آفاق پر از شور و نوا کن
او در حرم هفت سرا پرده عفت
خواهی تو بدو بنگری ای دیده حیا کن
در گلشن دل آب و هوائی است بهشتی
گل باش و در این آب و هوا نشو و نما کن
از بهر خلائق چه کنی طاعت معبود
باری چو عبادت کنی از بهر خدا کن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *