+ - x
 » از همین شاعر
1 ای شاخ گل
2 از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
3 نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی
4 فریب رهزن دیو و پری تو چون نخوری
5 در بهاران سری از خاک برون آوردن
6 ز دریچه های چشمم نظری به ماه داری
7 نالد به حال زار من امشب سه تار من
8 اگر بلاکش بیداد را به داد رسی
9 تیره گون شد کوکب بخت همایون فال من
10 نه عقلی و نه ادراکی و من خود خاک و خاشاکی

 » بیشتر بخوانید...
 گریه ی انگور ها در جام ها
 زهرآگین
 سه کنجی اتاق
 شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
 در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
 سال ها دفتر ما در گرو صهبا بود
 آسمان بالای زلفت سایبان انداخته
 بیا که رایت منصور پادشاه رسید
 فصل سبز شعر
 خه از کجات پرسم چونست روزگارت

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن
گر گذاردمان فلک حالی به حال خویشتن
ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست
عالمی داریم در کنج ملال خویشتن
سایه دولت همه ارزانی نودولتان
من سری آسوده خواهم زیر بال خویشتن
بر کمال نقص و در نقص کمال خویش بین
گر به نقص دیگران دیدی کمال خویشتن
کاسه گو آب حرامت کن به مخموران سبیل
سفره پنهان می کند نان حلال خویشتن
شمع بزم افروز را از خویشتن سوزی چه باک
او جمال جمع جوید در زوال خویشتن
خاطرم از ماجرای عمر بی حاصل گرفت
پیش بینی کو کز او پرسم مآل خویشتن
آسمان گو از هلال ابرو چه می تابی که ما
رخ نتابیم از مه ابر و هلال خویشتن
همچو عمرم بی وفا بگذشت ما هم سالها
عمر گو برچین بساط ماه و سال خویشتن
شاعران مدحت سرای شهریارانند لیک
شهریار ما غزل خوان غزال خویشتن


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *