+ - x
 » از همین شاعر
1 دریا
2 گرد راه
3 عشق چیست؟
4 با یاد چشمهای تو
5 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
6 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
7 پارسی
8 خیال من یقین من
9 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
10 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم

 » بیشتر بخوانید...
 ای دلربا چرا دلت از ما گرفته است
 چند بارد غم دنیا به تن تنهایی
 رشته کار بدست من بيکار ه بود
 ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن
 نسیمی مژده یی آورده امشب
 آن چیست یکی دختر دوشیزه ی زیبا
 فریاد زیر آب
 آن یوسف خوش عذار آمد
 یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
 اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۴

گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
از که باید داشت چشم مردی عیارها
خانه بر دوشم قبای خود کجا بر افگنم
بر زمینم نیست جایی جز ستیغ دارها
کو کجا شد گوهر یکدانه در بازار عشق
جز متاع قلب ویران در کف غمخوارها
در کنار مکر و بازار دغا خر مهره ماند
قدر گوهر کس نداند در صدف طرارها
تا نگه را سکه چشمان او بیتاب کرد
می تپم درآتش امواج آن شرارها
عشق آئین خدا و توتیای چشم ماست
گر فریبد چشم مردم بعد ازین هم بارها


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *