+ - x
 » از همین شاعر
1 ای کعبه دری باز به روی دل ما کن
2 شاهد شکفته مخمور چون شمع صبحگاهی
3 الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی
4 بلبل عشقم و از آن گل خندان گویم
5 نالدم پای که چند از پی یارم بدوانی
6 کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی
7 دل و جانیکه دربردم من از ترکان قفقازی
8 تیره گون شد کوکب بخت همایون فال من
9 ای شاخ گل
10 باز امشب ای ستاره تابان نیامدی

 » بیشتر بخوانید...
 تحفه ی عید
 اشک گلگون
 رموز وادی ايمن بياموز
 هزار بار کشیده ست عشق کافرخو
 ای خداوند یکی یار جفاکارش ده
 شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
 اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان
 فرق کيوان پايمالم شد چو پوشيدم پلاس
 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
 تا شدم بيخبر از نام و نشان

۳.۶
امتیاز: ۳.۶ | مجموع آراء: ۵

نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم
سر پیش هم آریم و دو دیوانه بگرییم
من از دل این غار و تو از قله آن قاف
از دل بهم افتیم و به جانانه بگرییم
دودیست در این خانه که کوریم ز دیدن
چشمی به کف آریم و به این خانه بگرییم
آخر نه چراغیم که خندیم به ایوان
شمعیم که در گوشه کاشانه بگرییم
من نیز چو تو شاعر افسانه خویشم
بازآ به هم ای شاعر افسانه بگرییم
از جوش و خروش خم وخمخانه خبر نیست
با جوش و خروش خم و خمخانه بگرییم
با وحشت دیوانه بخندیم و نهانی
در فاجعه حکمت فرزانه بگرییم
با چشم صدف خیز که بر گردن ایام
خرمهره ببینیم و به دردانه بگرییم
بلبل که نبودیم بخوانیم به گلزار
جغدی شده شبگیر به ویرانه بگرییم
پروانه نبودیم در این مشعله باری
شمعی شده در ماتم پروانه بگرییم
بیگانه کند در غم ما خنده ولی ما
با چشم خودی در غم بیگانه بگرییم
بگذار به هذیان تو طفلانه بگرییم
ما هم به تب طفل طبیبانه بگرییم


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

saeid:

غم عشقه منو این غزل داره فریاد میزنه خوشحال شدم که برای غم منم غزلی بود




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *