+ - x
 » از همین شاعر
1 در ماتم بیان در زایش زبان
2 من و یک گوشه تنهایی
3 هم میهنم
4 بهار چیست؟
5 اگر مُردم
6 قرن ما
7 مرگ نجار
8 قشلاق زاده ام
9 بخوان شعرم
10 زنخدانش مکیدم تا به پستان

 » بیشتر بخوانید...
 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
 ای ساقی باده معانی
 چشمه ای خواهم که از وی جمله را افزایش است
 ستم است اگر هوست کشدکه به سیر سرو و سمن درآ
 رسوا
 زیر زنجیر، ای مبارز خلق
 دل آمد و دی به گوش جان گفت
 بیا بیا که تویی شیر شیر شیر مصاف
 قرن ما
 جان از سفر دراز آمد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


خانه آباد شب دوش سراغم آمد
که ببیند چه لباسی به تنش دوخته ام
تارم از چیست
و پودم ز کدامین جنسی
و سرشک قلمم رنگ کدامین چمن است؟
شعر آنجا سر میزم همه جا ریخته بود
وقتی از دفتر خویش
ورقی کندم و گفتم که شنو:
دیدهء سوزن خیاط زمان
تار اندیشهء من را تنگ است
من نخواهم به تنت دوخت لباس دیگری
من برآنم که تو را لخت کنم
و سپس پوست ز رویت ز تنت بردارم
که تو هم در تن خویش
همچو من در تن من
دلگیری
دلبندی

راه المیره - آمستردام ۰۹ -۱۰ - ۲۰۱۰ گاه: ۲۳:۰۰


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *