+ - x
 » از همین شاعر
1 مرا در واژه ها جویید
2 گلوی قلمم
3 طرح یک خالق زن
4 همت کن
5 فریاد سبزه ها
6 مرا بخوان
7 بهار چیست؟
8 به استاد سرآهنگ
9 استقامت
10 خلق

 » بیشتر بخوانید...
 ابشروا یا قوم هذا فتح باب
 نیم شب از عشق تا دانی چه می گوید خروس
 بیا تا کار این امت بسازیم
 ای همه خوبی تو را پس تو کرایی که را
 درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی
 کوچ
 کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن
 سلام علیک ای مقصود هستی
 خدایا وقت آن درویش خوش باد
 یار مرا عارض و عذار نه این بود

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰


خانه آباد شب دوش سراغم آمد
که ببیند چه لباسی به تنش دوخته ام
تارم از چیست
و پودم ز کدامین جنسی
و سرشک قلمم رنگ کدامین چمن است؟
شعر آنجا سر میزم همه جا ریخته بود
وقتی از دفتر خویش
ورقی کندم و گفتم که شنو:
دیدهء سوزن خیاط زمان
تار اندیشهء من را تنگ است
من نخواهم به تنت دوخت لباس دیگری
من برآنم که تو را لخت کنم
و سپس پوست ز رویت ز تنت بردارم
که تو هم در تن خویش
همچو من در تن من
دلگیری
دلبندی

راه المیره - آمستردام ۰۹ -۱۰ - ۲۰۱۰ گاه: ۲۳:۰۰


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *