+ - x
 » از همین شاعر
1 سرود کوهساران
2 بشنو تو برتری
3 من مرگ غفلتم
4 وگاهی زندگی پرواز را ماند
5 رفتی و ناله های دلم نا شنیده ماند
6 بهار چیست؟
7 مرگ غم
8 قرن ما
9 شام جدایی
10 دوست دارم که فقط در برت ای ماه باشم

 » بیشتر بخوانید...
 مستی و عاشقی و جوانی و جنس این
 ای تو برای آبرو آب حیات ریخته
 انجیرفروش را چه بهتر
 آرزوی رفته
 افسوس که زندگی دمی بود و غمی
 کسی کو را بود در طبع سستی
 باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من
 گر می نکند لبم بیانت
 مرا، امشب ببر از خویش تا، پندارهای دور
 آدمی بر کف دستش خط اجبار نوشت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قاتلم من، شب پیش

مست بودم

زدم کودک غم را کشتم



بخدا!

عرق پیکر انگور اگر آریدم

پدر و مادر و بنیاد و برش خواهم کشت



آمستردام - دوم می ۲۰۱۰


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *