+ - x
 » از همین شاعر
1 لحظه های خموش
2 فریاد سبزه ها
3 به دل گفتم فراموشت کند، از یاد دل رفتم
4 باور و آرزو
5 مرگ نجار
6 بشنو تو برتری
7 من و من
8 من و یک گوشه تنهایی
9 من مرگ غفلتم
10 قشلاق زاده ام

 » بیشتر بخوانید...
 تهمینه
 دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت
 نباشد یاد اسباب طرف وحشت گزینی را
 هزار جان مقدس فدای روی تو باد
 فراموشی مقام خاص باشد اهل تمکين را
 بانگ برآمد ز دل و جان من
 آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
 دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی
 به مناسبت روز زن
 دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من هرچه می روم
ره همرهء من است
ما را چه باک گر همه نیمی ز ره روند؟

من بی نهایتم، ره بی نهایت است



۲۱ سپتمبر ۲۰۱۰ - گاه: ۲۲:۵۵


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *