+ - x
 » از همین شاعر
1 دلت از آسمان برکن
2 رفتی و ناله های دلم نا شنیده ماند
3 خراسان
4 مادر
5 زاد روز سحر
6 بیا زرتشت
7 استقامت
8 من از ساحل گریزانم
9 من بی نهایتم
10 زندگی

 » بیشتر بخوانید...
 سبکتری تو از آن دم که می رسد ز صبا
 چه پادشاست که از خاک پادشا سازد
 بادراه
 گاویست در آسمان و نامش پروین
 رفتی و ناله های دلم نا شنیده ماند
 قلت له مصیحا یا ملک المشرق
 با همه بیگانگی ها آشنای کیستم؟
 زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
 لشکر مژگان
 انجیرفروش را چه بهتر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من هرچه می روم
ره همرهء من است
ما را چه باک گر همه نیمی ز ره روند؟

من بی نهایتم، ره بی نهایت است



۲۱ سپتمبر ۲۰۱۰ - گاه: ۲۲:۵۵


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *