+ - x
 » از همین شاعر
1 گفت و گویم با شعر
2 همت کن
3 مرگ نجار
4 من و من
5 گلوی قلمم
6 من از ساحل گریزانم
7 رفتی و ناله های دلم نا شنیده ماند
8 زنده گی عشق من است
9 یک واپسین درود
10 بیا زرتشت

 » بیشتر بخوانید...
 خوناب گریه خواب به چشمم حرام داشت
 بسوزد مومن از سوز و جودش
 ای دل بی قرار من راست بگو چه گوهری
 سر بزن
 نگفتم دوش ای زین بخاری
 ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را
 عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن
 به ساقی درنگر در مست منگر
 مرهون بعثت
 فریاد سبزه ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من و من

چمن ز ناله ی زارم به خون مبدل شد
فلک ز ناله ی زارم به گوش پنبه کشید
ولی میان من و من، که هیچ راهی نیست
نوا نمی آید



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *