+ - x
 » از همین شاعر
1 خراسان
2 دست پلید غم
3 واژه های تلخ و سنگینم
4 زنده گی عشق من است
5 شام جدایی
6 قشلاق زاده ام
7 در ماتم بیان در زایش زبان
8 هم میهنم
9 مرگ زیباست
10 روز پایان جهان

 » بیشتر بخوانید...
 چو فرستاد عنایت به زمین مشعله ها را
 غزل تقویم ها
 ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا
 شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش
 تو نيز همچو من اين نکته را شنو ز رباب
 مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
 آن زلف مسلسل را گر دام کنی حالی
 این کیست چنین مست ز خمار رسیده
 دو گیتی را بخود باید کشیدن
 حکایت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من و من

چمن ز ناله ی زارم به خون مبدل شد
فلک ز ناله ی زارم به گوش پنبه کشید
ولی میان من و من، که هیچ راهی نیست
نوا نمی آید



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *