+ - x
 » از همین شاعر
1 شام جدایی
2 مرگ زیباست
3 لحظه های خموش
4 همت کن
5 عشق بشر
6 من بی نهایتم
7 مادرم خسته و تنها و خموش
8 من مرگ غفلتم
9 دوست دارم که فقط در برت ای مه باشم
10 اگر مُردم

 » بیشتر بخوانید...
 وصال او ز عمر جاودان به
 چندان من از فراق تو آه و فغان کنم
 ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاری
 مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد
 از آدم تا بوزینه
 صبر سنگ
 خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
 الام طماعیة العاذل
 روزم به عیادت شب آمد
 ای از نظرت مست شده اسم و مسما

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

باری دگر بیا

رفتی و ناله های دلم نا شنیده ماند
مرغ هوس به بام دلم نا پریده ماند
ای مهر گسترم
ای ناز پرورم
گوش دلم هوای نوای تو می کند

باری دگر بیا
با نخره ها و ناز و دروغ و ریای خویش
قطری به کام تشنه ی گوش دلم بریز

باری دگر بیا
با واژه های لب به لب از مهر و آشتی
خالی ز راستی
داغی به داغ های دل من فزوده کن

باری دگر بیا
با وعده های خام
چشم مرا دوباره بیاموز، گریه را

باری دگر بیا
راحت ز چشم خیره ی شب های من ببر

باری دگر بیا
قطری به کام تشنه ی گوش دلم بریز
داغی به داغ های دل من فزوده کن
چشم مرا دوباره بیاموز گریه را
راحت ز چشم خیره ی شب های من ببر

وانگه دوباره رو
واپس دو باره آی
وانگه دو باره رو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *