+ - x
 » از همین شاعر
1 در ماتم بیان در زایش زبان
2 من بی نهایتم
3 اگر مُردم
4 طرح یک خالق زن
5 من مرگ غفلتم
6 بیا زرتشت
7 زنخدانش مکیدم تا به پستان
8 دست پلید غم
9 واژه های تلخ و سنگینم
10 من و من

 » بیشتر بخوانید...
 دوست دارم که فقط در برت ای مه باشم
 ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندی
 رونق عهد شباب است دگر بستان را
 حرف آخر
 جهان تا از عدم بیرون کشیدند
 برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز
 آمد بهار جان ها ای شاخ تر به رقص آ
 مطرب جان های دل برده
 سحر این دل من ز سودا چه می شد
 ز در درآ و شبستان ما منور کن

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

باری دگر بیا

رفتی و ناله های دلم نا شنیده ماند
مرغ هوس به بام دلم نا پریده ماند
ای مهر گسترم
ای ناز پرورم
گوش دلم هوای نوای تو می کند

باری دگر بیا
با نخره ها و ناز و دروغ و ریای خویش
قطری به کام تشنه ی گوش دلم بریز

باری دگر بیا
با واژه های لب به لب از مهر و آشتی
خالی ز راستی
داغی به داغ های دل من فزوده کن

باری دگر بیا
با وعده های خام
چشم مرا دوباره بیاموز، گریه را

باری دگر بیا
راحت ز چشم خیره ی شب های من ببر

باری دگر بیا
قطری به کام تشنه ی گوش دلم بریز
داغی به داغ های دل من فزوده کن
چشم مرا دوباره بیاموز گریه را
راحت ز چشم خیره ی شب های من ببر

وانگه دوباره رو
واپس دو باره آی
وانگه دو باره رو


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *