+ - x
 » از همین شاعر
1 فریاد سبزه ها
2 به دل گفتم فراموشت کند، از یاد دل رفتم
3 یک واپسین درود
4 مرگ غم
5 طرح یک خالق زن
6 سرود کوهساران
7 مرگ نجار
8 قشلاق زاده ام
9 مادرم خسته و تنها و خموش
10 گلوی قلمم

 » بیشتر بخوانید...
 دوباره خسته خسته است و سوی كار می رود
 مقام شوق بی صدق و یقین نیست
 مرا از منطق آید بوی خامی
 تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری
 سرنوشت
 بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری
 ز همراهان جُدایی مصلحت نیست
 هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن
 تیمسار
 در میان دو تهی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

روز پایان جهان


روز پایان جهان
روز آغاز جهان دگری
همه روز است اگر باهوشی

چون یکی دیده ببندد پُر سوز
دگری دیده گشاید آن روز

روز آغاز جهان دگری
همه روز است اگر با هوشی







دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *