+ - x
 » از همین شاعر
1 روز پایان جهان
2 من از ساحل گریزانم
3 من بی نهایتم
4 باور و آرزو
5 عشق بشر
6 اگر مُردم
7 خراسان
8 رفتی و ناله های دلم نا شنیده ماند
9 زنده گی عشق من است
10 در ماتم بیان در زایش زبان

 » بیشتر بخوانید...
 مسلمان را همین عرفان و ادراک
 من جز احد صمد نخواهم
 یک روز مرا بر لب خود میر نکردی
 گفتی:اگر می خواهی من را در بغل
 مرگ غم
 تسکین
 یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان
 موعظه
 نهم
 نه من چين و نه جاپان می روم يار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

لحظه های خموش

ترا طلب دارم
که لحظه های خموش
مرا به سوی فنا
مرا به سوی زوال
مرا به سوی جنون و هراس می رانند

ترا طلب دارم
که این خموشی را
ز گرمی سخنت
ز غمزه های نگاه
ز عشوه های پیاپی
ز خنده های جنون آفرین لب هایت
به چنگ شور و نوا
به چنگ ولوله ها
به چنگ صحبت شوق و ترانه بسپارم

ترا طلب دارم
که من خمار می از جام لعل لب هایت
خمار عطر بناگوش
خمار سایه ی زلف
خمار پیچ و خمی های دشت آغوشت
خمار آنکه ندانی
خمار آن که ندانم
خمار هر دو یکم

ترا طلب دارم
ترا طلب دارم
که لحظه های خموش
مرا به سوی جنون و هراس می رانند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *