+ - x
 » از همین شاعر
1 به خوابیدگان
2 زنده گی عشق من است
3 دوست دارم که فقط در برت ای ماه باشم
4 مرا بخوان
5 حنجر و گوش و نگاه
6 خلق
7 استقامت
8 سرود کوهساران
9 عشق بشر
10 مرا در واژه ها جویید

 » بیشتر بخوانید...
 اجاق سرد انزوا
 به پور خویش دین و دانشموز
 آن را که به صحرای علل تاخته اند
 گر نخسپی شبکی جان چه شود
 چند قبا بر قد دل دوختم
 راست بودم من زمانی، گشته ام حالا کجک
 نقش بر خاتم دل صورت ياهوست مگر
 جنگجوی پیر
 عمریست تا به راه غمت رو نهاده ایم
 طارت حیلی و زال حیلی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من موج را شکستنم و غنچه را بهار

نی را بهار ناله ام و ناله را نی ام


در من سکوت می شکند نیست می شود
من حنجر هزار غم نا سروده ام

هان ای غنودگان
گیرید در برم
تا سوز را در جگر خام تان دمم
تا بشکنم سکوت نهاد نهادتان
جگر برای سوختن است
ای غنودگان
هستی برای زیستن است، های مردگان
گیرید در برم



16 – 02- 2010

امستردم - دانشگاه آزاد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *