+ - x
 » از همین شاعر
1 خنده فروش
2 مادر
3 به استاد سرآهنگ
4 من بی نهایتم
5 شکوه نا امیدی
6 طرح یک خالق زن
7 در ماتم بیان در زایش زبان
8 زنخدانش مکیدم تا به پستان
9 مادرم خسته و تنها و خموش
10 سکوت من زیباست

 » بیشتر بخوانید...
 از جرم گل سیاه تا اوج زحل
 دل من دل من دل من بر تو
 صاف جان ها سوی گردون می رود
 خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد
 حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
 نگاری را که می جویم به جانش
 چون سرو کلفتی چند پیچیده اند بر ما
 رو که به مهمان تو می نروم ای اخی
 مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
 مرا وصال تو باید صبا چه سود کند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

من موج را شکستنم و غنچه را بهار

نی را بهار ناله ام و ناله را نی ام


در من سکوت می شکند نیست می شود
من حنجر هزار غم نا سروده ام

هان ای غنودگان
گیرید در برم
تا سوز را در جگر خام تان دمم
تا بشکنم سکوت نهاد نهادتان
جگر برای سوختن است
ای غنودگان
هستی برای زیستن است، های مردگان
گیرید در برم



16 – 02- 2010

امستردم - دانشگاه آزاد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *