+ - x
 » از همین شاعر
1 خلق
2 مادر
3 دست پلید غم
4 شکوه نا امیدی
5 واژه های تلخ و سنگینم
6 مرا در واژه ها جویید
7 لحظه های خموش
8 و بیاد من و تو
9 زنده گی عشق من است
10 وگاهی زندگی پرواز را ماند

 » بیشتر بخوانید...
 عاشقانه
 تموز ما چه غریبانه و چه سرد گذشت
 در ارتباط آتش و سیگار می سوزم
 سرنوشت واژگون
 به غير از آستانت جا ندارم
 از بار درد سرو قدم بی نمود شد
 ای در ما را زده شمع سرایی درآ
 بر آستانه اسرار آسمان نرسد
 سلام ای شهر من ای گریه زار گم شده در مه
 ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

الا ای باد توفان کن
نوایم را به گوش سنگ سنگ سرزمینم بر


بگو از من
دگر بودن
دگر گشتن
دگرگون کردن، آری
و لیکن آروز بردن دگر همت نمی خواهد

که باور داشتن گر کفر محض است
آروز بردن گناهی نیست

اگر باور نداری
آرزو بر
کارزو خشت نخستین است باور را

31-12-2009
امستردم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *