+ - x
 » از همین شاعر
1 ای انگبین فروش دروغین ترا سزاست
2 مباد بشکند ای رودها غرور شما
3 جهنم است، جهنم نه نیمروزانست
4 تموز ما چه غریبانه و چه سرد گذشت
5 مباد بشکند ای رود ها غرور شما
6 دلم به سوی شما شادمانه مینگرد
7 شب شکستن فانوس
8 بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم
9 مگو بسیج شبیخونیان به کام شب است
10 دانه های انار

 » بیشتر بخوانید...
 سر زلفت به هر کس تار دارد
 حرف ناگفته گفتنی دارد
 اشارتی
 ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
 گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
 به دورم رشتهء الفت چنان دلدار می تابد
 آن شوخ دلنواز چو کبک دری گذشت
 پیچ در پیچ
 مبارک باد بر ما این عروسی
 گمگشته

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱


دگر نه چشم به راه بهار آینه ام
که سنگ خورده ترین یادگار آینه ام

مرا کتیبه خوانای روزگار مخوان
خطوط مبهم لوح مزار آینه ام

شناسنامة جغرافیای هول کجاست؟
که آشکار شود کز دیار آینه ام

سترد، هر که رخ آراست، نقش نام مرا
درین حریم تو گویی غبار آینه ام

به بخت خویشتن ای جنگل عقیم ببال
که آذرخش نیم من شرار آینه ام

چه سالها که سفالینه زیستم افسوس
به این گمان غلط کرتبار آینه ام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *