+ - x
 » از همین شاعر
1 دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست
2 مباد بشکند ای رودها غرور شما
3 بیا نشیمن شهباز را به گریه نشینیم
4 دگر نه چشم به راه بهار آینه ام
5 چرا به سوی فلقها دری گشوده نشد
6 شبی که قصة فانوس و باد میگفتند
7 دلم به سوی شما شادمانه مینگرد
8 مگو بسیج شبیخونیان به کام شب است
9 ز شهر فجر پیام آوری ظهور نکرد
10 چها که بر سر این تکدرخت پیر گذشت

 » بیشتر بخوانید...
 بخش چهارم
 محبت چیست تاثیر نگاهی است
 ز شمس دین طرب نوبهار بازآید
 سایه ساز تیره ی تاریخ
 باز آمدم که فکر ترا آب و گل کنم
 چهل و چهارم
 شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال
 مدارم یک زمان از کار فارغ
 چرا شاید چو ما شه زادگانیم
 چه پرسی از نماز عاشقانه

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱


ای انگبین فروش دروغین ترا سزاست
این جام شوکران که به لب میکنیم ما

ای فصل سرخ ساعقه خاکسترت کجاست؟
یاد از تبار و نسل و نسب میکنم ما

ای همنفس زبان نگه دلنشین تراست
کز هر نفس چو آینه تب میکنیم ما

یک قطره زنده گانی و صد جویبار رنج
این کار یاوه از چه سبب میکنیم ما

بر دوش، نعش زخمی خورشید شامگاه
دیگر سفر به وادی شب میکنیم ما




دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *