+ - x
 » از همین شاعر
1 جرم رهی دوستی روی تست
2 ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب
3 بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را
4 حسن را از وفا چه آزارست
5 دل در آن یار دلاویز آویخت
6 خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
7 جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا
8 معشوقه به رنگ روزگارست
9 ای به دیدهٔ دریغ خاک درت
10 خه از کجات پرسم چونست روزگارت

 » بیشتر بخوانید...
 عاشقی و بیوفایی کار ماست
 روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
 سرم را چُرت دربستی گرفته
 من از این خانه به در می نروم
 با چرخ گردان تیره هوایی
 به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام
 اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند
 نیم ز کار تو فارغ همیشه در کارم
 جان و جهان! دوش کجا بوده ی
 افسوس که نامه جوانی طی شد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا
ور قصد آزارم کنی هرگز نیازارم ترا
زین جور بر جانم کنون، دست از جفا شستی به خون
جانا چه خواهد شد فزون، آخر ز آزارم ترا
رخ گر به خون شویم همی، آب از جگر جویم همی
در حال خود گویم همی، یادی بود کارم ترا
آب رخان من مبر، دل رفت و جان را درنگر
تیمار کار من بخور، کز جان خریدارم ترا
هان ای صنم خواری مکن، ما را فرازاری مکن
آبم به تاتاری مکن، تا دردسر نارم ترا
جانا ز لطف ایزدی گر بر دل و جانم زدی
هرگز نگویی انوری، روزی وفادارم ترا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *