+ - x
 » از همین شاعر
1 ای کرده خجل بتان چین را
2 جانا به جان رسید ز عشق تو کار ما
3 حسن را از وفا چه آزارست
4 رخت مه را رخ و فرزین نهادست
5 تا دل مسکین من در کار تست
6 گر باز دگرباره ببینم مگر او را
7 خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
8 جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا
9 از دور بدیدم آن پری را
10 کارم ز غمت به جان رسیدست

 » بیشتر بخوانید...
 مادر
 هزار جان مقدس فدای سلطانی
 عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش
 خطوط سرنوشت
 سیگار
 روز پایان جهان
 با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا
 صدا صدای خداست
 کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
 مرگ

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

خه از کجات پرسم چونست روزگارت
ما را دو دیده باری خون شد در انتظارت
در آرزوی رویت دور از سعادت تو
پیچان و سوگوارم چون زلف تابدارت
ما را نگویی ای جان کاخر به چه عنایت
بیگانگی گرفتی از یار دوستدارت
ای جان و روشنایی به زین همی بباید
تو برکناری از ما، ما در میان کارت
با مات در نگیرد ماییم و نیم جانی
یا مرگ جان گزینم یا وصل خوشگوارت
گر بخت دست گیرد ور عمر پای دارد
یکبار دیگر ای جان گیریم در کنارت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *