+ - x
 » از همین شاعر
1 خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
2 کارم ز غمت به جان رسیدست
3 ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا
4 خه از کجات پرسم چونست روزگارت
5 حسن را از وفا چه آزارست
6 تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا
7 در همه عالم وفاداری کجاست
8 معشوقه به رنگ روزگارست
9 گر باز دگرباره ببینم مگر او را
10 غم عشق تو از غمها نجاتست

 » بیشتر بخوانید...
 نک بهاران شد صلا ای لولیان
 اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
 رسول فجر
 مرگ زیباست
 ز بزم وصل ، خواهشهای بیجا می برد ما را
 خرم آنروز
 دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
 گل شب بو زنم در گیسوانم
 تلخ و شیرین
 هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در همه عالم وفاداری کجاست
غم به خروارست غمخواری کجاست
درد دل چندان که گنجد در ضمیر
حاصلست از عشق دلداری کجاست
گر به گیتی نیست دلداری مرا
ممکن است از بخت دل باری کجاست
اندرین ایام در باغ وفا
گر نمی روید گلی خاری کجاست
جان فدای یار کردن هست سهل
کاشکی یار بسی یاری کجاست
در جهان عاشقی بینم همی
یک جهان بی کار با کاری کجاست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *