+ - x
 » از همین شاعر
1 رخت مه را رخ و فرزین نهادست
2 حسن را از وفا چه آزارست
3 ای کرده خجل بتان چین را
4 جانا به جان رسید ز عشق تو کار ما
5 خه از کجات پرسم چونست روزگارت
6 جرم رهی دوستی روی تست
7 گلبن عشق تو بی خار آمدست
8 معشوقه به رنگ روزگارست
9 ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا
10 ای غارت عشق تو جهانها

 » بیشتر بخوانید...
 باز کجا ساز سفر می کنی
 ولی اینگونه نی
 صاف جان ها سوی گردون می رود
 به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود
 اندر این جمع شررها ز کجاست
 ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم
 بی دل شده ام بهر دل تو
 جاء الربیع مفتخرا فی جوارنا
 تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شده
 سوگند خورده ای که از این پس جفا کنی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تا دل مسکین من در کار تست
آرزوی جان من دیدار تست
جان و دل در کار تو کردم فدا
کار من این بود دیگر کار تست
با تو نتوان کرد دست اندر کمر
هرچه خواهی کن که دولت یار تست
دل ترا دادم وگر جان بایدت
هم فدای لعل شکربار تست
شایدم گر جان و دل از دست رفت
ایمنم اندی که در زنهار تست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *