+ - x
 » از همین شاعر
1 از دور بدیدم آن پری را
2 ای کرده خجل بتان چین را
3 ای غارت عشق تو جهانها
4 تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا
5 خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
6 در همه عالم وفاداری کجاست
7 تا دل مسکین من در کار تست
8 دل در آن یار دلاویز آویخت
9 رخت مه را رخ و فرزین نهادست
10 پایم از عشق تو در سنگ آمدست

 » بیشتر بخوانید...
 گر ناز تو را به گفت نارم
 جنگ تریاک
 خیابان
 پیش کش آن شاه شکرخانه را
 چند روی بی خبر آخر بنگر به بام
 افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد
 بیار باده که دیر است در خمار توام
 یار از دل من خیر ندارد
 داد جاروبی به دستم آن نگار
 شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

جرم رهی دوستی روی تست
آفت سودای دلش موی تست
دل نفس از عشق تو تنها نزد
در همه دلها هوس روی تست
ناوک غمزه مزن او را که او
کشتهٔ هر غم زدهٔ خوی تست
هست بسی یوسف یعقوب رنگ
پیرهنی را که درو بوی تست
از در خود عاشق خود را مران
رحم کن انگار سگ کوی تست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *