+ - x
 » از همین شاعر
1 معشوقه به رنگ روزگارست
2 جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا
3 ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب
4 تا دل مسکین من در کار تست
5 گلبن عشق تو بی خار آمدست
6 ز عشق تو نهانم آشکارست
7 ای کرده خجل بتان چین را
8 خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
9 جرم رهی دوستی روی تست
10 پایم از عشق تو در سنگ آمدست

 » بیشتر بخوانید...
 چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
 فرست باده ی جان را به رسم دلداری
 اگر عالم همه پُر خار باشد
 دل معشوق سوزیده است بر من
 جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما
 ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
 نذر کند یار که امشب تو را
 برای شما که عشق تان زندگیست
 بوی کباب داری تو نیز دل کبابی
 باز شیری با شکر آمیختند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

جرم رهی دوستی روی تست
آفت سودای دلش موی تست
دل نفس از عشق تو تنها نزد
در همه دلها هوس روی تست
ناوک غمزه مزن او را که او
کشتهٔ هر غم زدهٔ خوی تست
هست بسی یوسف یعقوب رنگ
پیرهنی را که درو بوی تست
از در خود عاشق خود را مران
رحم کن انگار سگ کوی تست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *