+ - x
 » از همین شاعر
1 ای به دیدهٔ دریغ خاک درت
2 ای غارت عشق تو جهانها
3 گلبن عشق تو بی خار آمدست
4 خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
5 کارم ز غمت به جان رسیدست
6 در همه عالم وفاداری کجاست
7 جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا
8 معشوقه به رنگ روزگارست
9 تا دل مسکین من در کار تست
10 ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا

 » بیشتر بخوانید...
 بنگر ز صبا دامن گل چاک شده
 من نمی گويم به عالم روزگار از من نشد
 راز آفرینش
 گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن
 آن نیمه ی نان که بینوایی یابد
 دل دل دل تو دل مرا مرنجان
 یک غزل آغاز کن بر صفت حاضران
 فقر را در خواب دیدم دوش من
 عبث تعلیم آگاهی مکن افسرده طبعان را
 گر چه هم رزم ایم اما فخر بیرق از شما

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

جرم رهی دوستی روی تست
آفت سودای دلش موی تست
دل نفس از عشق تو تنها نزد
در همه دلها هوس روی تست
ناوک غمزه مزن او را که او
کشتهٔ هر غم زدهٔ خوی تست
هست بسی یوسف یعقوب رنگ
پیرهنی را که درو بوی تست
از در خود عاشق خود را مران
رحم کن انگار سگ کوی تست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *