+ - x
 » از همین شاعر
1 حسن را از وفا چه آزارست
2 تا دل مسکین من در کار تست
3 از دور بدیدم آن پری را
4 معشوقه به رنگ روزگارست
5 جرم رهی دوستی روی تست
6 جانا به جان رسید ز عشق تو کار ما
7 ز عشق تو نهانم آشکارست
8 دل در آن یار دلاویز آویخت
9 ای غارت عشق تو جهانها
10 بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را

 » بیشتر بخوانید...
 بر آفتاب طعنه زند روی او هنوز
 کرده ام سرمشق حیرت سرو موزون تورا
 مطرب و نوحه گر عاشق و شوریده خوش است
 صندوق رأی
 کوچه ی ما
 بمب خوشه ای
 گفتی جهان شبیه تو احمق نداشته
 ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
 می خواهمت سرود بت بذله گوی من
 دموکراسی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای کرده خجل بتان چین را
بازار شکسته حور عین را
بنشانده پیاده ماه گردون
برخاسته فتنه ی زمین را
مگذار مرا به ناز اگر چند
خوب آید ناز نازنین را
منمای همه جفا گه مهر
چیزی بگذار روز کین را
دلداران بیش از این ندارند
با درد قرین چو من قرین را
هم یاد کنند گه گه آخر
خدمتگاران اولین را
ای گم شده مه ز عکس رویت
در کوی تو لعبتان چین را
این از تو مرا بدیع ننمود
من روز همی شمردم این را
سیری نکند مرا ز جورت
چونان که ز جود مجد دین را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *