+ - x
 » از همین شاعر
1 تا دل مسکین من در کار تست
2 خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
3 ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا
4 معشوقه به رنگ روزگارست
5 از دور بدیدم آن پری را
6 گلبن عشق تو بی خار آمدست
7 جرم رهی دوستی روی تست
8 خه از کجات پرسم چونست روزگارت
9 تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا
10 ز عشق تو نهانم آشکارست

 » بیشتر بخوانید...
 اُحُد (3)
 غير از من بيچاره که از ياد فتاده
 واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
 ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نان
 ای خوشا دوری که میل خاکبازی داشتم
 دوست دارم که فقط در برت ای ماه باشم
 گفتم كه گرد خود خط قرمز كنم،نشد
 ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان
 تمام كوچه ها
 بیدار کنید مستیان را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

پایم از عشق تو در سنگ آمدست
عقل را با تو قبا تنگ آمدست
نام من هرگز نیاری بر زبان
آری از نامم ترا ننگ آمدست
هرچه دانی از جفا با من بکن
کت زبونی نیک در چنگ آمدست
هرکسی آمد به استقبال من
اندهانت چند فرسنگ آمدست
انوری پایت ز راهی بازکش
کاندران هر مرکبی لنگ آمدست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *