+ - x
 » از همین شاعر
1 ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب
2 خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
3 خه از کجات پرسم چونست روزگارت
4 بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما را
5 در همه عالم وفاداری کجاست
6 جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم ترا
7 غم عشق تو از غمها نجاتست
8 ای کرده خجل بتان چین را
9 تا دل مسکین من در کار تست
10 ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا

 » بیشتر بخوانید...
 چه باده بود که در دور از بگه دادی
 فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند
 بيا که مست و مدهوشت شوم يار
 سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
 آواره تر از باد
 دریوزه ای دارم ز تو در اقتضای آشتی
 کشند ز سينهء من آه زبانه برون
 منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرم
 عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدست
 گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کارم ز غمت به جان رسیدست
فریاد بر آسمان رسیدست
نتوان گلهٔ تو کرد اگرچه
از دل به سر زبان رسیدست
در عشق تو بر امید سودی
صد بار مرا زیان رسیدست
هرجا که رسم برابر من
اندوه تو در میان رسیدست
این آب ز فرق برگذشته است
وین کارد بر استخوان رسیدست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *