+ - x
 » از همین شاعر
1 از دور بدیدم آن پری را
2 ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب
3 در همه عالم وفاداری کجاست
4 جرم رهی دوستی روی تست
5 رخت مه را رخ و فرزین نهادست
6 کارم ز غمت به جان رسیدست
7 ز عشق تو نهانم آشکارست
8 ای کرده خجل بتان چین را
9 گر باز دگرباره ببینم مگر او را
10 ای غارت عشق تو جهانها

 » بیشتر بخوانید...
 یک زوزه ی وحشتناک از حنجره آورده
 من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا
 شعری برای جنگ
 سرود ابراهیم در آتش
 پرنده
 این چنین پابند جان میدان کیست
 خاطره ها
 باریکه راه سرنوشت
 غزلی در نتوانستن
 بگو ابلیس را از من پیامی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا
وی کرده دست عشق تو زیر و زبر مرا
از پای تا به سر همه عشقت شدم چنانک
در زیر پای عشق تو گم گشت سر مرا
گر بی تو خواب و خورد نباشد مرا رواست
خود بی تو در چه خور بود خواب و خور مرا
عمری کمان صبر همی داشتم به زه
آخر به تیر غمزه فکندی سپر مرا
باری به عمرها خبری یابمی ز تو
چون نیست در هوای تو از خود خبر مرا
در خون من مشو که نیاری به دست باز
گر جویی از زمانه به خون جگر مرا


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *