+ - x
 » از همین شاعر
1 پنجره
2 مرگ
3 فرضیه
4 افتادن از چشمهایت پاییز بود
5 زلزله
6 حماقت
7 بادراه
8 کی می آیی
9 قاب
10 لالایی

 » بیشتر بخوانید...
 اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد
 مرا با خاطر رويت ببخشا
 ز خاک من اگر گندم برآید
 حافظه
 کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
 بوسه گاه عاطفه
 یا قمرا لوعه للقمرین سکن
 واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
 آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
 سیه چارد سرم افکنده منبر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

وصال در کنار و من به جمهوری ...نام سابقش چه بود؟ شاه رفته ام
سراغ جفت شش یه آس با سری که تازه تاس شد سراغ ماه رفته ام
علامتی که راه داشت بای بای آخر تو بود
و من به شوق مقصدی که در تو داشتم
مدام توی خوابم اشتباه رفته ام
منی که سالها پی تو با صدای های های گریه از میان خنده های قاه قاه رفته ام
چگونه و چه ریختی چگونه آب را تنم کنم؟
تمام رودخانه ها به آب پشت کرده اند
به انتهای چاه رفته ام
تو را به اشکهای خود صلیب بسته ام و تا تمام ابرهای دور قطره قطره
آه آه رفته ام
به شکل در هم هزار غم درآمدم نشد!
به عمق چشمهای آبی و سیاه رفته ام نشد!
حصارها بلند بود
و قدِ من کفاف دیدن تو را نداد
بیا که من بزرگتر شد و سکوت کوچه از تمام شب گذشت
حصارها فروترند و جاده ها تهی تو نیستی
مرا به من سپرده ای وچادر اقامتم به هر کجا که خواستی نشانده ای
چنان گریختی که روی سنگفرش کوچه ها صدای پای من هنوز می رود
پی تو از حصارهای کاهگل گذشته ام
کنار ساحل ایستاده ام
شماره کرده ام تمام موج های رفته را
به رفته گان سپرده ام که وقت آمدن تو را بیاورند!


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *