+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر دانی زبان اختران را
2 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
3 طفلی بودم غنوده بر بستر ناز
4 عارف به دل ذره جهان می بیند
5 آن نیمه ی نان که بینوایی یابد
6 دل در همه حال تکیه گاه است مرا
7 ای سرو روان که نخل امید منی
8 ای بار خدای پاک دانای قدیر
9 این سنگ ملون که گهر می نامند
10 گر خاک در یار نفروختیم گذشت

 » بیشتر بخوانید...
 خونابه چکان چشمم ازبارش جان امشب
 کیستم من
 خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار
 سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
 لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار
 یک غزل مانده به دیدار نهایی، لیلا
 برداشت ما از سیاست
 آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
 مرا وصال تو باید صبا چه سود کند
 هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

اگر دانی زبان اختران را
شبانه بشنوی راز جهان را
سکوت شب به صد آهنگ خواند
به گوشت قصه های آسمان را


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *