+ - x
 » از همین شاعر
1 شب است ساقی! ساغرت کو؟
2 ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
3 دی شاخ شکوفه در چمن می خندید
4 این سنگ ملون که گهر می نامند
5 آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
6 ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟
7 اگر دانی زبان اختران را
8 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
9 یارب دردی که ناله آغاز کنم
10 این کینه وران باز به نیرنگ دگر

 » بیشتر بخوانید...
 رحم کن ار زخم شوم سر به سر
 نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی
 ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندی
 در ارتباط آتش و سیگار می سوزم
 روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
 چه شدی گر تو همچون من شدییی عاشق ای فتا
 مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
 چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من
 می دهد سرمه فسون نرگس شهلای ترا
 ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بی دولت عشق زندگانی نفسی ست
هنگامه ی عشرت جوانی هوسی ست
بی باد بهار جای گل در گلشن
یا دسته ی خار خشک یا مشت خسی ست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *