+ - x
 » از همین شاعر
1 چه باشد زندگانی را بهایی
2 از ابر سیاه لعل و گهر می ریزد
3 ای بار خدای پاک دانای قدیر
4 پیران که چنین مقام و حرمت دارند
5 اگر دانی زبان اختران را
6 ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
7 تا بر لب من آه شرر باری هست
8 در گلشن زندگی به جز خار نبود
9 در باغ جهان تو هم گل زیبایی
10 هر ذره ی خاک من زبانی دارد

 » بیشتر بخوانید...
 من پار بخورده ام شرابی
 میان ما درآ ما عاشقانیم
 تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
 دیدی! زمانه خلوت ما را ز هم گسست
 اگر با تو نبودم
 آه در آن شمع منور چه بود
 این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده
 می شناسد پرده جان آن صنم
 نه طرح باغ و نه گلشن فکنده اند اینجا
 ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گر خاک در یار نفروختیم گذشت
گر طعنه ی اغیار شنفتیم گذشت
آن سوز که در سینه ی ما پنهان بود
گفتیم گذشت، گر نگفتیم گذشت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *