+ - x
 » از همین شاعر
1 دل در همه حال تکیه گاه است مرا
2 آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
3 سر راه غریبان خار روید
4 ای سرو روان که نخل امید منی
5 ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟
6 عارف به دل ذره جهان می بیند
7 ای سرو روان بیا که دستت بوسم
8 اگر دانی زبان اختران را
9 شهرت طلبی چند به هم ساخته اند
10 آن ماه سخن ز بامیان می گوید

 » بیشتر بخوانید...
 در دایره ای که آمد و رفتن ماست
 برو خدا حافظ
 ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی
 ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان
 چنان مستم چنان مستم من امروز
 در این سرما سر ما داری امروز
 ننگ هر قافله در شش دره ابلیسی
 عاقبت از عاشقان بگریختی
 گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم
 چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
آن لاف خدیوی و خداییت چه شد؟
صد قرن بر افکار و عقول مردم
فرماندهی و حکمرواییت چه شد؟


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *