+ - x
 » از همین شاعر
1 ای بار خدای پاک دانای قدیر
2 ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست
3 دانی که شبان چه فتنه آغاز کند
4 ای مرغ شباهنگ دل انگیز، بنال
5 بی دولت عشق زندگانی نفسی ست
6 دل در غم عشق تو برومند بود
7 یارب دردی که ناله آغاز کنم
8 آن نیمه ی نان که بینوایی یابد
9 در گلشن زندگی به جز خار نبود
10 چو گم شد پرتو عشق از دل من

 » بیشتر بخوانید...
 بیتویی های من
 بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت
 من زمستان وطن را یاد کردم
 اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش
 این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین
 هم لبان می فروشت باده را ارزان کند
 متهم کیست
 دل دل دل تو دل مرا مرنجان
 به حق آن که در این دل بجز ولای تو نیست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

شهرت طلبی چند به هم ساخته اند
چون گرگ گرسنه در جهان تاخته اند
کردند به زیر پا هزاران سر و دست
تا گردن شوم خود بر افراخته اند


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *