+ - x
 » از همین شاعر
1 شب است ساقی! ساغرت کو؟
2 با خلق نکو بزی که زیور این است
3 هر ذره ی خاک من زبانی دارد
4 دانی که شبان چه فتنه آغاز کند
5 دی شاخ شکوفه در چمن می خندید
6 یارب سوزی که جسم و جان را سوزم
7 ای سرو روان که نخل امید منی
8 تا بر لب من آه شرر باری هست
9 آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
10 عارف به دل ذره جهان می بیند

 » بیشتر بخوانید...
 معاشران ز حریف شبانه یاد آرید
 میر خرابات تویی ای نگار
 جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جان
 وحشی روش از حيرت يکتايی خويشم
 گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
 از بی كسی نپرس، كه این روزها كسی-
 روزم به عیادت شب آمد
 انت روائح رند الحمی و زاد غرامی
 مادرکم
 یکی مطرب همی خواهم در این دم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یارب به کسانی که جگر سوخته اند
یک عمر متاع درد اندوخته اند
خاکم به هوای آن جوانمردان کن
کز هر چه بجز تو دیده بردوخته اند


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

Mohammad:

با سلام و درود بیکران بدرود .




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *